تبليغاتX
کفش‌هایم

کفش‌هایم

به نام او

خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند           به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند

پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند          صید را پای ببندند و رها نیز کنند

سعدی

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 22:58  توسط مهنام نجفی  | 

زیبایی در حقیقت نتیجۀ قهری روحی است که زیبا شده‌است.

هادی ندیمی

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 20:37  توسط مهنام نجفی  | 

هنر آنچه را که رؤیت پذیر است بازگو نمی کند بلکه رؤیت پذیر می سازد. پل کله
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 0:35  توسط مهنام نجفی  | 


از هر طرف که روی, اگر راه روی راه بری.

شهاب الدین سهروردی, «عقل سرخ»
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 22:35  توسط مهنام نجفی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 23:53  توسط مهنام نجفی  | 


اثر هنری شیء را به نمایش نمی‌گذارد؛ بلکه آنچه را که به عنوان شیء است، نشان می‌دهد و این یعنی «گرد آوردن جهان». شیء هرگز تنها نیست؛ بلکه به اشیاء دیگر مربوط می‌شود و «شیء بودن» آن به همین روابط بستگی دارد ... زمانی که هنرمند شیء را ارائه می‌دهد، این جهان را نشان می‌دهد ... معماری [نیز] به عنوان هنر، جهانی رؤیت‌پذیر را می‌سازد.

کریستین نوربرگ شولتس، «ریشه‌های معماری مدرن»
 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 11:55  توسط مهنام نجفی  | 


پدیدار
شناسی در سکوت آغاز می‌شود.

هربرت اسپیگلبرگ، «The Phenomenological Movement»

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:22  توسط مهنام نجفی  | 


نخستین اروپاییانی که با «هنرهای» غیر اروپایی در کشورهای موسوم به بدوی (برای مثال در آمریکای پیش‌کلمبیایی) روبه‌رو شده‌بودند، آنها را «محصولات شیطانی» ارزیابی کرده و بزرگ‌ترین دغدغه‌شان آن بود که در کوتاه‌ترین زمان ممکن، تمام ساخته‌های طلایی و نقره‌ای را که گویای ظرافتی بسیار پیچیده در ذهنیت هنری این مردمان بود، در کوره‌های آتش خود ذوب کرده و به صورت طلا و نقره خام، روانه بازارهای اروپایی کنند یا مجسمه‌های بزرگ سنگی بومیان را در هم شکسته و آنجا که نمی‌توانستند، آنها را در زیر خاک مدفون کنند. جالب است که غربی‌هایی که طالبان را به دلیل منفجرکردن مجسمه کهن بودایی، در کوه‌های افغانستان، «وحشیان ابله» خطاب می‌کردند (که در این مورد البته حق داشتند)، بسیار زود در حافظه تاریخی‌شان از یاد می‌بردند یا با تزویر از یادآوری آن خودداری می‌کردند که خود، این عمل را صدها و هزاران بار با مجسمه‌های پرارزش پیش‌کلمبیایی، در آمریکای مرکزی و جنوبی انجام دادند و برای این کار مجوز رسمی خود را نیز از کلیسای کاتولیک دریافت کرده و باز هم درست همچون طالبان، این آثار هنری را در مقوله «بت» طبقه‌بندی کرده‌بودند.

ناصر فکوهی، «نظریه‌های انسان‌شناسی هنر، شماره 6 پژوهشنامه فرهنگستان هنر»

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 13:17  توسط مهنام نجفی  | 


مبنای جامعه نه بر
آرمان انسان بلکه بر روی سرشت اوست.


عبدالحسین زرین‌کوب، «تاریخ در ترازو»
 
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 19:49  توسط مهنام نجفی  | 


عرفانی‌ترین  و دینی‌ترین و جالب‌ترین چیزها، نه غیرعادی‌ترین آنها، بلکه عادی‌ترین آنهاست.

کریستوفر الکساندر، «معماری و راز جاودانگی»
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 17:33  توسط مهنام نجفی  |